روزي که به دنيا اومدي داشت بارون ميومد ولي اون روز هوا باروني نبود ،اين فرشته ها بودن که داشتن گريه مي کردن چون يکي ازشون کم شده بود
دختری از پسری پرسيد :آيا منو قشنگ می دونی ؟
پسر جواب داد : نه !
پرسيد : آيا دلت می خواد تا ابد با من بمونی؟
گفت :نه !
سپس پرسيد : اگر ترکت کنم گريه می کنی ؟
و بار ديگر تکرار کرد : نه !
دختر خيلی ناراحت شد ....
وقتی برای آخرين لحظه با چشمانی که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد .....
پسر دست هايش را گرفت و گفت :
تو قشنگ نيستی بلکه زيبايی .... من نمی خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز
دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزی مرا ترک کنی ....... گريه نمی کنم ... می ميرم
زیبایی عشق به سکوت است
نه فریاد
زیبایی عشق به تحمل است نه خرد شدن و فرو ریختن...
عشق خیالی است که اگر به واقعیت بپیوندد تمام شیرینی اش را از دست خواهد داد!!!
اگر کسی رو دوست داری رهاش کن...
اگر دنبالت آمد بدان که مال تو است
ولی
اگر دنبالت نیامد بدان که از اولش هم مال تو نبوده است.
«ویلیام شکسپیر»
عشق اگر روز ازل در دل دیوانه نبود
تا ابد زیر فلک ناله مستانه نبود
کاش آن کعبه که تو را سوخت مرا سوخته بود
به فدای تو مگر این دل دیوانه نبود؟!
با چشمان تومرا به الماس ستارگان آسمان نيازي نيست اين را به آسمان بگو
بهترين چيز رسيدن به نگاهيست که از حادثه عشق تر است
سهم من از شب شايد همان ستارهاي باشد که هميشه پنهان است و يا به قول قاصدکها ستاره من همان است که پيدا نيست
در مشرق عشق دشت خورشيد تويي
در باغ نگاه ، ياس اميد تويي
در بين هزار پونه آنکس که مرا
چون روح نسيم زود فهميد ، تويي
نوشته شده توسط رحمان در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 0:10 قبل از ظهر |
لینک ثابت |